ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

غزل. اسماعیل وفا

غزل. اسماعیل وفا
رخان مست و خرابت خراج بستان هاست
لبان خنده زنانت گل گلستان هاست
چه طره است ترا با همه پريشاني
كزآن به باد سر ما و جمله سامان هاست
فنا پذيري و زيبائي‌ات به قاب فنا
نشان فخر زمين اقتدار انسان هاست
چه جاي صحبت انكار عاشقي كه مرا
به عاشقان جهان عهدها و پيمان هاست
وفا كجا تو به ساحل رسي و آرامش
که سرگذشت تو با او قرين توفان هاست

هیچ نظری موجود نیست: